خرید بک لینک

عزیزترین داشته ی ابراهیم نبی، اسماعیل فرزند ذکورش بود !

که حاضر شد تا برای رضای خدا و نشان دادن تقرب قلبی خویش او را سربریده و خونش را

ریخته و قربانیش کند !

و البته این عمل درسی بود که خداوند با چنین آزمایش عجیب و شگرف و تکان دهنده

که در نمایشی همه زیبایی و وفاداری و فداکاری که در قربانی کردن پسری بوسیله پدر

خویش انجام میگرفت، به همه ی ابنا ء بشر مِی آموزد:

که صرف خون ریختن و سپس گوشت حیوان مظلوم را به شکم سیرنشدنی خویش و یا دوستان

و خویشان متمکن روانه کردن ، هدف از قربانی کردن در دین خدا نیست !

زیرا خداوند نه خونخوار است و نه خونخواه و خونریز ! که از تو بخواهد درکمال قساوت خونی

ریخته شود تا او راضی گردیده و تو نیز ، ثوابی مجانی و دروغین برده باشی! از کجا آمده چنین

دروغها و تحریفها و تعریفهای عجیبی از فلسفه قربانی کردن؟!

مگر نه اینکه ابراهیم را دیدیم که عزیزترینش را قربانی کرد؟ تو نیز باید عزیزترین و لذیذترین

آنچه که دوست میداری و یا آنکه عشق میورزی و حائلی شده بین تو و معشوق ، قربانی کرده

و خونش را بریزی ! خون طمع کاری و حرص و هوس و نفع پرستی و زر و زور پرستی های

بیکرانت را باید ریخته و قربانیشان کنی . و مهمترین اصل و فلسفه قربانی کردن همین است !

والبته بی شک قربانی کردن بمنظور سیر کرد شکم گرسنه بینوایان چه در عید قربان و چه درهر زمان

و در هر سرزمین ، امری انسانی و بسیار زیبا است و پسندیده. اما در مقابل هدف و فلسفه اصلی،

بسیار ناچیز است و اندک و السلام !

محمد کدخدایی(عرفان)

Mohammad-erfan.mihanblog.com

Sheroerfan.blog.ir

شعرعرفان و اعتراض

برچسب: ریختن,قربانی,بمنظور,قربان,کدخدایی,عرفان, نویسنده: زهرا حیدریان تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:39

صفحه بندی